عضو شويد



:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد ( حسن کردی )
سه شنبه 11 مهر 1402 ساعت 0:02 | بازديد : 160 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )


تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد

و عرش در هوس خنده های تو افتاد

برای درک تنفس در این جهان سیاه

هوای تازه ای از ابتدای تو افتاد

جهان شرک به خود آمد از بزرگی تو

به گوش کعبه و بت ها صدای تو افتاد

شکست طاق بلندی که عرش کسری بود

همینکه روی زمین رد پای تو افتاد

و بعد اینکه خدایان به لرزه افتادند

به ذهن مردم خسته خدای تو افتاد

پس از نگاه سیاه و سفید اربابان

نژاد عشق بشر در لوای تو افتاد

زمان شکست زمانی که آمدی احمد

تویی که یک شبه دنیا به پای تو افتاد

 

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

 

به احترام محمد (ص) زمین تبسم کرد

تو آمدی و جهان دست و پای خود گم کرد

ترک نشست به چشمان آبی ساوه

همینکه چشم تو بر آسمان ترنم کرد

فروخت گوشه ی جنت به شوق خال لبت

که آدمی به هوایت هوای گندم کرد

هنوز دخترکان زنده زنده میمردند

خدا به خلق تو بر خلق خود ترحم کرد

تو آمدی ، به زمین احترام برگردد

تو رحمتی که خدایت نصیب مردم کرد

خدا به خلق رسول گرامی خاتم

گذاشت سنگ تمام و سپس تبسم کرد

 

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

 

تو احمدی که خدا را به عرش فهمیدی

شبی که غیر خودت تا خدا نمیدیدی

کنار چشم تمام فرشته های خدا

فراتر از پَر جبریل عشق بالیدی

تو در ضیافت عرشیِ لیلة الاسری

به طاق عرش خدا عکسی از علی دیدی

صدای مرتضوی علیست آن بالا

که از زبان خدا عاشقانه بشنیدی

تو در کنار علی و فروغ شمشیرش

بساط کفر زمان را ز خاک برچیدی

برای خلق بهشت این بهانه کافی بود

به لحظه ای که به زهرای خویش خندیدی

بیا و کفر مجسم ز کعبه بیرون کن

تویی که پایه گذار جدید توحیدی

 

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

 

حسن کردی



:: برچسب‌ها: حسن کردی , تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد , اشعار مذهبی , اشعار آیینی , به احترام محمد زمین تبسم کرد , شعر برای حضرت محمد , شعر برای رسول الله , شعر برای ولادت پیامبر , شعر در وصف رسول الله , شعر آیینی , شعر مذهبی , مهدی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 2
|
مجموع امتياز : 10
:: ادامه مطلب ...
من مثل تو و تو مثل من چشم به راه ( محمدحسین ملکیان )
پنجشنبه 06 مهر 1402 ساعت 12:53 | بازديد : 153 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

من مثل تو و تو مثل من چشم به راه

ما چشم به راه مردی از کوچه ی ماه


بگذار دوباره جمعه را صرف کنیم

ندبه ، گریه ، عهد ، فرج... باز گناه !

 

محمدحسین ملکیان



:: برچسب‌ها: محمدحسین ملکیان , من مثل تو و تو مثل من چشم به راه , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , ما چشم به راه مردی از کوچه ماه , رباعی مهدوی , دو بیتی مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر امام زمانی , دوبیتی مهدوی , مهدی , منجی , شعر برای امام زمان , اشعار آیینی , اشعار مذهبی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 3
|
مجموع امتياز : 15
:: ادامه مطلب ...
هله ای باد که از سامره راهی شده ای ( هادی جانفدا )
دوشنبه 03 مهر 1402 ساعت 16:06 | بازديد : 110 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

هله ! ای باد که از سامره راهی شده ای

از همان شهر پر از خاطره راهی شده ای

 

قبل هر چیز بگو این که ز یارم چه خبر؟

وه که از فاصله با او گله دارم ، چه خبر؟

 

منتظر باشم از این راه بیاید یا نه؟

آن سفر کرده به ناگاه بیاید یا نه

 

همه با هم به همین جاده اگر خیره شویم

می توانیم به این فاصله ها چیره شویم...

 

می رسد او که همه منتظرانش هستیم

هر کجا هست به دنبال نشانش هستیم

 

راه را باز کنید اسب سپیدش پیداست

از همین فاصله آن قد رشیدش پیداست

 

این نمازی ست که هر روز به جا آوردید

بله آن مهدی موعود، به جا آوردید؟

 

با همان سادگی و عدل علی آمده است

گر چه ما باورمان نیست ولی آمده است

 

وه که بر ظلم چه بی واهمه شمشیر کشید

بر سر کفر چنان فاطمه تکبیر کشید

 

نام خونین حسین است که بر لب دارد

خطبه هایش همگی آتش زینب دارد

 

در همان وقت و زمانی که خدا می داند

از همان جا و مکانی که خدا می داند

 

می رسد تا پر پرواز شما بگشاید

« مژده ای دل ! که مسیحا نفسی می آید »

 

هادی جانفدا



:: برچسب‌ها: هادی جانفدا , هله ای باد که از سامره راهی شده ای , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , از همان شهر پر از خاطره راهی شده ای , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر امام زمان , شعر امام زمانی , شعر برای امام زمان , مهدی , منجی , اشعار آیینی , اشعار مذهبی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 4
|
مجموع امتياز : 20
:: ادامه مطلب ...
شهر آینه دار می شود با یک گل ( هادی فردوسی )
یکشنبه 02 مهر 1402 ساعت 20:17 | بازديد : 124 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )


شهر آینه دار می شود با یک گل

پروانه تبار می شود با یک گل

 

گفتند نمی شود ، ولی می بینید

یک روز بهار می شود با یک گل

 

هادی فردوسی



:: برچسب‌ها: هادی فردوسی , شهر آینه دار می شود با یک گل , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , رباعی مهدوی , دو بیتی مهدوی , شعر آیینی , شعر مهدوی , شعر مذهبی , دوبیتی مهدوی , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , شعر برای حضرت مهدی , شعر در وصف امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 25
:: ادامه مطلب ...
زمین ز بتکده ها پر شده ست ابراهیم ( پروانه نجاتی )
شنبه 01 مهر 1402 ساعت 19:39 | بازديد : 142 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

زمین ز بتکده ها پُر شده ست ابراهیم!

دوباره دور تفاخر شده ست ابراهیم

 

گرفته هرز تجمل حصار حوصله را

که نان سادگی آجر شده ست ابراهیم

 

دمیده بر ریه ی شهر، دود تلخ ریا

و روزگار تظاهر شده ست ابراهیم

 

مذاق اهل محبت در این زمانه ی بد

اسیر طعم تکاثر شده ست ابراهیم

 

چه زود گم شده در کوچه های عادت ، عشق

زمین دچار تنفر شده ست ابراهیم ...

 

تبر به دوش چرا از سفر نمی آیی ؟

زمین ز بتکده ها پُر شده ست ابراهیم

 

پروانه نجاتی



:: برچسب‌ها: پروانه نجاتی , زمین ز بتکده ها پر شده ست ابراهیم , مجموعه اشعار مهدوی , دوباره دور تفاخر شده ست ابراهیم , امام زمان , شعر برای امام زمان , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمانی , شعر برای حضرت مهدی , شعر در وصف امام زمان , اشعار مهدوی , اشعار آیینی , شعر برای موعود , مهدی موعود ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 6
|
مجموع امتياز : 30
:: ادامه مطلب ...
ای دل خسته ی من همدم ویرانی ها ( محسن کاویانی )
چهارشنبه 28 تیر 1402 ساعت 11:22 | بازديد : 209 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

ای دلِ خسته ی من همدم ویرانی ها

غرق شو غرق خودت غرقِ پریشانی ها

 

زَرق و برق بدلیجات اسیرت نکند

ماه را گُم نکنی بین چراغانی ها... !

 

جان به لب آمد و جانان جهان بازنگشت

جان گرفتند ز بی جانی ما جانی ها

 

خسته ام خسته از این بی عملی ها خسته

خسته از حرف زدن ها و سخنرانی ها

 

پینه دوزی به بَرَش رفت ولی ما عمریست

غَرّه هستیم به این پینه ی پیشانی ها

 

ما همه غمزده و غمزه ی چَشمش کافیست

تا ز شادی بشود پُر دل زندانی ها

 

غم مخور یوسف گمگشته میاد ای دل

این خبر را برسانید به کنعانی ها... !

 

محسن کاویانی



:: برچسب‌ها: محسن کاویانی , ای دل خسته ی من همدم ویرانی ها , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , غرق شو غرق خودت غرق پریشانی ها , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر آیینی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای امام زمان , شعر در وصف امام زمان , مهدی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 11
|
مجموع امتياز : 55
:: ادامه مطلب ...
آسمان می تپد برای زمین ( یحیی علوی فرد )
سه شنبه 16 اسفند 1401 ساعت 14:34 | بازديد : 359 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

آسمان می تپد برای زمین

به نظر پر ستاره می آید

خبری می رسد به گوش زمان

که محمد (ص) دوباره می آید

 

بر لبش جاری است حرف جدید

آخرین گفته ی خدا : قرآن

آخرین حرف آسمان به زمین

آخرین فرصت خدا به زمان

 

همه جا می شود پر از گل ها

گل نرگس ، گل همیشه بهار

عطر یاس و محمدی دارد

پس از این با خودش همیشه بهار

 

خودش از نو مدینه می سازد

این مدینه همه مسلمان اند

کوچه ها کوچه ی بنی هاشم

اهل بیتش هزار سلمان اند

 

همه جا مثل جمکران زیباست

همه جا مثل مسجد سهله ست

کوچه ها خالی از ابولهب و

زندگی خالی از ابوجهل است

 

روزها روشن است چون حرفش

هیچکس یاد شب نمی افتد

از لب کوچه خنده می ریزد

خنده از روی لب نمی افتد

 

او علی یا حسن ... نمی دانم

او حسین است یا که سجاد است

باقر و صادق است شاید او

نام هایی که مثل فریاد است

 

حضرت کاظم است شاید او

بی شباهت به حضرت او نیست

او که مفهوم آشنای رضاست

چون جواد است یا که چون هادی ست

 

حسن عسکری ست شاید او

هر چه را دارد از پدر دارد

یادگار تمام زیبایی

تاجی از گل به روی سر دارد

 

این محمد که می رسد از راه

زندگی را دوباره می سازد

همه جا رنگ عشق می گیرد

کینه و غصه رنگ می بازد

 

دست در دست خضر و مسیح

همه را می برد به شهر ظهور

می شود جمع عاشقانش جمع

همه را می برد مدینه نور

 

یحیی علوی فرد



:: برچسب‌ها: یحیی علوی فرد , آسمان می تپد برای زمین , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , به نظر پر ستاره می آید , نیمه شعبان , شعر برای نیمه شعبان , شعر نیمه شعبان , شعر برای امام زمان , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , اشعار آیینی , شعر در وصف امام زمان , مهدی , منجی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
امشب دو چشم عالم و آدم بر این در است ( مرتضی محمودپور )
دوشنبه 15 اسفند 1401 ساعت 18:42 | بازديد : 356 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )


امشب دو چشم عالم و آدم بر این در است

میلاد با شکوه گل باغ حیدر است

 

ای زاده حسن ، حُسن دوم علی

چشم انتظار مقدم پاک تو مادر است

 

آمد حکیمه در بر نرجس نشست و گفت

غمگین مباش کودک تو از همه سر است

 

این یادگار حضرت ختمی مآب ماست

چشم و چراغ حیدر و زهرای اطهر است

 

قرآن بخوان که لیله ی قدرست این پسر

آیینه ی تمام نمای پیمبر است

 

آن آخرین پیمبر و این آخرین امام

از ما به محضر پدر و مادرش سلام

 

مرتضی محمودپور



:: برچسب‌ها: مرتضی محمودپور , امشب دو چشم عالم و آدم بر این در است , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , میلاد با شکوه گل باغ حیدر است , شعر نیمه شعبان , شعر برای نیمه شعبان , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمان , اشعار آیینی , شعر در وصف امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
هی خبر پشت خبر آمد و پیدا نشدی ( سارا سادات باختر )
دوشنبه 15 اسفند 1401 ساعت 16:34 | بازديد : 299 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

هی خبر پشت خبر آمد و پیدا نشدی

مثل یک عقده که در هیچ دلی وا نشدی

 

قرن در علت دیر آمدنت حیران است

آسمان در طلب ماه تو سرگردان است

 

وقت آن نیست که این قصه به پایان برسد !؟

روز پیروزی حق بر صف شیطان برسد !؟

 

وقت آن است که از ظلم وستم بگریزیم

رو به دروازه ی ارباب کرم ، بگریزیم

 

کار ما در غم خورشید ، وفا با ماه است

پس ، بگیریم که این رشته ی حبل الله است

 

وقت آن است که بر دست " علی " پل بزنیم

تا به درگاه فرج ، دست توسل بزنیم

 

گر چه ما پشت نکردیم به این مرد ولی ،

وای اگر با خط کوفی بنویسیم " علی "

 

جمعه ها را که پُر از ذکر هیاهو کردیم ،

کی ؟ کجا ؟ صبحتی از کوچ پرستو کردیم ؟

 

او که در چشم ترش آیه ی باران دارد

اشک هایش خبر از غربت انسان دارد

 

از غمش ، قرن تب آلود به هوش آمده است

به خدا خون علی نیز به جوش آمده است

 

کاسه ی صبر علی باز پُر از درد شده

و زمین عرصه ای از مردم نامرد شده

 

بر سر نیزه غریبند سَرِ قرآن ها

کفر ، سجاده به دست آمده تا میدان ها

 

چند وقتی است که در غیبت او می سوزیم

چشم بر گنبد بی نام و نشان می دوزیم

 

غیر ما ، خاک بقیع است که زنجیر شده ،

مادری چشم به راه پسرش پیر شده

 

وقت آن نیست از این روزنه نوری برسد ؟!

از پس پنجره ها پیک ظهوری برسد ؟!

 

نوبت توست بیا دادگر دیرینه

جوشن نور تنت کن سحرِ آدینه

 

تو که هستی و خودت فاجعه را می بینی

از پس پرده غیبت همه را می بینی

 

نام تو روی لب منتظران مانده بیا !

یوسف عشق ! به مهمانی ناخوانده بیا !

 

شهر را با قدمی سبز ، گل افشانی کن

این شب نیمه ی شعبان ، تو چراغانی کن

 

سارا سادات باختر



:: برچسب‌ها: سارا سادات باختر , هی خبر پشت خبر آمد و پیدا نشدی , اشعار مهدوی , شعر برای نیمه شعبان , شعر نیمه شعبان , شعر آیینی , نیمه شعبان , مجموعه اشعار مهدوی , مثل یه عقده که در هیچ دلی وا نشدی , شعر مهدوی , شعر مذهبی , اشعار آیینی , شعر امام زمان , شعر در وصف امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , شعر در وصف صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 14
|
مجموع امتياز : 70
:: ادامه مطلب ...
چنان شیرینی دنیای ما شورانده دنیا را ( میلاد عرفان پور )
چهارشنبه 30 آذر 1401 ساعت 17:27 | بازديد : 380 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

چنان شیرینی دنیای ما شورانده دنیا را

که از ما وام می گیرند آیین تماشا را

 

به شوق دیدن صبح دل انگیزی که ما داریم

هر آیینه به مغرب می برند آیینه ی ما را

 

بگو امواج سرکش بیش از این خود را مرنجانند

که طوفان ها مصمم می کند مردان دریا را

 

به ما روز ازل تصویری از یاری نشان دادند

که می جنگیم و می جوییم آن تصویر زیبا را

 

به ما یک یا علی گفتند و از ما جان و دل بردند

خوشا آنان که از نزدیک می دیدند مولا را

 

به ما گفتند مولایی ست ، مولایی که می باید

برای چیدن عطرش مسافر شد سحرها را

 

به ما گفتند جنگی هست و باید مرد میدان بود

همان جنگی که مدت هاست خون کرده جگرها را

 

همان جنگی که مادرها به پایش مادری کردند

پدرهامان فدا کردند در راهش پسرها را

 

همان راهی که روشن بود از چشم انتظاری ها

و دوشادوش می آورد ، طوفان خبرها را

 

به ما گفتند هنگام نماز عید قربان است

و ما سوی منا بردیم بعد از سجده ، سرها را

 

ببین قربانیت را ، بِنَفسی اَنت یا مولا

سر سرخی به ما آن سان عنایت کن که یحیی را

 

تو می آیی و این یلدای طولانی نمی ماند

که چشمان تو تضمین می کند خورشید فردا را

 

میلاد عرفان پور



:: برچسب‌ها: میلاد عرفان پور , چنان شیرینی دنیای ما شورانده دنیا را , اشعار مهدوی , یلدا و امام زمان , مجموعه اشعار مهدوی , که از ما وام می گیرند آیین تماشا را , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , شعر برای حضرت مهدی , مهدی , منجی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 11
|
مجموع امتياز : 55
:: ادامه مطلب ...
کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید ( محمدحسین ملکیان )
جمعه 29 مهر 1401 ساعت 13:10 | بازديد : 287 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید

که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید

 

کسی که نسل او را می شناسد ، خوب می داند

که او تنها نه با شمشیر ، با لبخند می آید

 

همان تیغی که برقش می شکافد قلب ظلمت را

همان دستی که ما را می دهد پیوند می آید

 

همه تقویم ها را گشته ام ، میلادی و شمسی

نمی داند کسی او چندِ چندِ چند می آید

 

جهان می ایستد با هر چه دارد روبروی او

زمان می ایستد بوی خوش اسفند می آید

 

ولی الله ، عین الله ، سیف الله ، نور الله

علی را گر چه بعضی بر نمی تابند می آید

 

بله ! آن آیت اللهی که بعضی خشک مذهب ها

برای بیعت با او نمی آیند می آید

 

برای یک سلام ساده تمرین کرده ام عمری

ولی می دانم آخر هم زبانم بند می آید

 

بخوان شاعر ! نگو این شعربافی در خور او نیست

کلاف ما به چشم یوسف ارزشمند می آید

 

به در می گویم این را تا که شاید بشنود دیوار

به پهلوی کبود مادرم سوگند می آید

 

محمدحسین ملکیان



:: برچسب‌ها: محمدحسین ملکیان , کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید , اشعار مهدوی , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , مهدی , منجی , شعر برای حضرت مهدی , اشعار مذهبی , مجموعه اشعار مهدوی , که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید , شعر در وصف امام زمان , شعر امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
خورشید هم در آسمان رویت نمی شد ( احمد حسین پور علوی )
دوشنبه 18 مهر 1401 ساعت 12:19 | بازديد : 284 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

طراح : مصطفی برجی



خورشید هم در آسمان رویت نمی شد

دیگر کسی با ماه ، هم صحبت نمی شد

 

چشم ستاره لحظه ای سوسو نمی زد

رنگین کمان در محفلی دعوت نمی شد

 

خاک از وجود تیره ی خود دست می شست

باد از سکون خویش بی طاقت نمی شد

 

آتش مجال شعله ور بودن نمی یافت

رود از نبود موج ناراحت نمی شد

 

غنچه به خواب مرگ می رفت و پس از آن

از خلوت خود وارد جَلوَت نمی شد

 

ارکان هستی را خدا میزان نمی کرد

دار و ندار ما به جز ظلمت نمی شد

 

این سرنوشت شوم ارکان جهان بود

عالم اگر که صاحب حُجّت نمی شد

 

ای کاش در هر محفلی اُنسی که داریم

از هیچ کس غیر از شما صحبت نمی شد

 

احمد حسین پور علوی



:: برچسب‌ها: احمد حسین پور علوی , خورشید هم در آسمان رویت نمی شد , اشعار مهدوی , شعر آیینی , شعر برای امام زمان , شعر امام زمان , شعر مذهبی , شعر امام زمانی , مهدی , منجی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان , مجموعه اشعار مهدوی , دیگر کسی با ماه هم صحبت نمی شد , شعر مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 14
|
مجموع امتياز : 70
:: ادامه مطلب ...
آن روز هر چند آخرین روز جهان باشد ( حسن بیاتانی )
سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت 10:06 | بازديد : 316 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

آن روز هر چند آخرین روز جهان باشد

باید شروع فصل خوب داستان باشد

 

روزی که پیدا می شود خورشید پشت ابر

باید که بارانی ترین روز جهان باشد

 

مردی که ده قرن است با عشق و عطش زنده ست

باید نه خیلی پیر نه خیلی جوان باشد

 

با خود تصور می کنم گاهی نگاهش را

چشمی که بی اندازه باید مهربان باشد

 

یک روز می آید که این ها خواب و رویا نیست

و خوش به حال هر کسی که آن زمان باشد

 

بی بی که جان می داد بالا را نشان می داد

شاید خبر های خوشی در آسمان باشد

 

بی بی که پای دار هی این آخری می گفت

این آخرین قالیچه نذر جمکران باشد...

2

آن روز شاید عصر یک روز خزان باشد

آن ابر غمگین هم میان آسمان باشد

 

در فکر پایانی برای یک غزل باشم

عطری بپیچد ناگهان وقت اذان باشد

 

یادم نرفته آرزویی داشتم باید

در نامه ای لای مفاتیح الجنان باشد

 

یادم نرفته شعر هایی را که گم می شد

پیداست باید توی چاه جمکران باشد

 

یک عمر پشت پلک هایم ابر و باران بود

آن روز شاید در افق رنگین کمان باشد

 

آغوش این دنیا که عمری مار و عقرب داشت

آغوش خاک ای کاش با من مهربان باشد

 

این خاک روزی با عبورت سبز خواهد شد

نزدیک قبرم آمدی قدری بمان... باشد؟

3

آن روز باید روز دشوار جهان باشد

روزی که پایان زمین و آسمان باشد

 

سِیلی بجوشد از تنور سینه ی دنیا

سیلی که حتی کوه ها در آن روان باشد

 

بیرون کشتی در هجوم وحشت و توفان

فریاد در مرد و زن و پیر و جوان باشد

 

با نفخه ای که « یَبعثُ مَن فی القبور » آن روز

انسان گریزان از خودش از این و آن باشد

 

لب می گشاید در گلویش بغض سنگینیست

باید زمین در هر نفس آتش فشان باشد

 

از خاک بر می خیزی و عالم پریشان است...

از خواب بر می خیزی و شاید اذان باشد

 

الله اکبر این چه خوابی بود ؟ بی تابی

روی لبت نامی است... باید همچنان باشد

 

از داغ عشقی در دلت عمری قیامت بود

این صحنه ها انگار تکرار همان باشد

 

با من در آن تاریکی و وحشت چراغی هست

هر چند ظلمانی ترین روز جهان باشد

 

نام تو را نام تو را فریاد خواهم زد

روزی که چشم و گوش و دست و پا ، زبان باشد

 

حسن بیاتانی



:: برچسب‌ها: حسن بیاتانی , آن روز هر چند آخرین روز جهان باشد , اشعار مهدوی , باید شروع فصل خوب داستان باشد , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , شعر برای امام زمان , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر در وصف امام زمان , مهدی , منجی , شعر امام زمانی , اشعار آیینی , اشعار مذهبی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 17
|
مجموع امتياز : 85
:: ادامه مطلب ...
اگر چه سبز نوشتیم در خفا زردیم ( زهرا آراسته نیا )
دوشنبه 07 شهریور 1401 ساعت 13:58 | بازديد : 415 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

اگر چه سبز نوشتیم ، در خفا زردیم

مسیرهای فرج را تمام سد کردیم


میان جمعه و شنبه چه فرق وقتی او

به انتظار نشسته ست تا که بر گردیم

 

زهرا آراسته نیا



:: برچسب‌ها: زهرا آراسته نیا , اگر چه سبز نوشتیم در خفا زردیم , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , مسیر های فرج را تمام سد کردیم , رباعی مهدوی , رباعی برای امام زمان , دو بیتی مهدوی , دو بیتی برای امام زمان , شعر آیینی , شعر مهدوی , مهدی , دوبیتی برای امام زمان , دوبیتی مهدوی , شعر برای امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , اشعار آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمان , شعر امام زمانی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 14
|
مجموع امتياز : 70
:: ادامه مطلب ...
من خسته ام نه مثل درختی که خسته است ( فرشته حالی )
جمعه 28 مرداد 1401 ساعت 9:48 | بازديد : 369 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

من خسته ام , نه مثل درختی که خسته است

میوه نمی دهد دلش از بُن شکسته است !

 

خسته ، نه مثل قلب فرومانده از تپش

یا خون مُرده ای که ز رفتن نشسته است

 

خسته نه از هزار و دو صد سال انتظار

چشم انتظار آمدن اولین بهار !

 

خسته ولی نشسته نه ، که ایستاده ام

بر پای مانده بر سر این عهد استوار...

 

من خسته ام ز خستگی هم قطارها

چشمان خواب رفته ی چشم انتظارها

 

« زین خلق پر شکایت نالان دلم گرفت »

افسوسِ همّتی که ندارند یارها !

 

فرشته حالی



:: برچسب‌ها: فرشته حالی , من خسته ام نه مثل درختی که خسته است , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , میوه نمی دهد دلش از بن شکسته است , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر برای امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , اشعار آیینی , مهدی , منجی , شعر در وصف امام زمان , شعر امام زمان , شعر امام زمانی , شعر در وصف حضرت مهدی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
نوحه سرای حریم قدس تو هستی ( حسن صنوبری )
جمعه 07 مرداد 1401 ساعت 18:38 | بازديد : 834 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

نوحه سرای حریم قدس تو هستی

مویه کنان اند انبیا و ملائک

مهدی صاحب زمان (عج) ! یگانه ی هستی !

آجرک الله فی مُصیبت جدّک

 

پرچم سرخی به یاد جد تو در باد

زلف به خون آشنای حضرت یحیی

گریه کنان حسین بوده و هستند

آدم و موسی و مصطفی و مسیحا

 

رنج تو دید و ز دست رفت شکیبش

صبر جمیلت کجا و طاقت ایوب ؟

داغ تو دید و گذشت از غم یوسف

موج سرشکت کجا و دیده ی یعقوب ؟

 

هر چه از آن ظهر داغدار شنیدیم

اشک تو فرموده بود و چشم تو دیده

« هم سر از تن جدا و هم تن بی سر

هم رخ خونین و هم گلوی بریده »...

 

از پس آن عصر سوگوار ، هماره

یکه سوار غروب های صحاری

آه نه ، آتش گرفته است دلت را

اشک نه , خون است از نگاه تو جاری

 

صبح ظهورت کجاست منتقم عصر ؟!

عصر تو کی می رسد ؟ که منتظرانیم

تشنه ی آن دم که لب ز آب ببندیم

زخمی آن دم که سر به پات فشانیم

 

حسن صنوبری



:: برچسب‌ها: حسن صنوبری , نوحه سرای حریم قدس تو هستی , مجموعه اشعار مهدوی , مویه کنان اند انبیا و ملائک , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , شعر برای حضرت مهدی , اشعار آیینی , شعر مذهبی , شعر در وصف امام زمان ، شعر برای صاحب الزمان , اشعار مذهبی , مهدی , منجی , امام زمان و محرم , شعر برای امام زمان و محرم , شعر محرم و امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
فقط دور خودم می گردم ای مرد ( محسن کاویانی )
پنجشنبه 16 تیر 1401 ساعت 18:31 | بازديد : 763 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

فقط دور خودم می گردم ای مرد

از این طرز دعا دلسردم ای مرد


فقط گفتم بیا ، کاری نگردم

خودم فهمیده ام نامردم ای مرد

 

محسن کاویانی



:: برچسب‌ها: محسن کاویانی , فقط دور خودم می گردم ای مرد , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , از این طرز دعا دلسردم ای مرد , دو بیتی برای امام زمان , رباعی برای امام زمان , دوبیتی امام زمانی , رباعی برای حضرت مهدی , دو بیتی مهدوی , مهدی , اشعار آیینی , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , رباعی مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 14
|
مجموع امتياز : 70
:: ادامه مطلب ...
جان ز هجر تو به لب آمده باز ( پریسا حنیفه )
جمعه 03 تیر 1401 ساعت 19:40 | بازديد : 404 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

طراح پوستر : مهدی سهرابی



جان ز هجر تو به لب آمده باز

سینه از تاب ، به تب آمده باز

روز دیوانه به عشق تو گذشت

عصر این جمعه به شب آمده باز

 

سحر از ذکر تو لب را چو گشود

حمد تو کرد و نقابی بکشید

چهره پوشاند ز غیر غم تو

انتظار تو به عمری بچشید

 

خفقان است و نفس نیست ، که آن

چهره ای از دم و از بازدم است

نفس آن است که یادش نرود

هر چه ذکر تو کند ، باز کم است

 

گر گذاری نکنی بر دل ما

رسم امید و وفا پس چه شود ؟

ما گنه کاریم و خاک ره تو

چشم ما خیره به راه که شود ؟

 

شاه عالم ! حضرت قائم ما

عطرت آید ز تمام عتبات

تا وصال قدمت بر دل ما

بر تو نام محمد صلوات

 

پریسا حنیفه



:: برچسب‌ها: پریسا حنیفه , جان ز هجر تو به لب آمده باز , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , سینه از تاب به تب آمده باز , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمان , شعر برای امام زمان , اشعار آیینی , شعر امام زمانی , شعر برای حضرت مهدی , شعر در وصف امام زمان , شعر در وصف حضرت قائم , شعر در وصف حضرت مهدی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 15
|
مجموع امتياز : 75
:: ادامه مطلب ...
دلگیرم از شهری که مسکین را نمی فهمد ( محسن کاویانی )
چهارشنبه 25 خرداد 1401 ساعت 15:17 | بازديد : 738 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

دلگیرم از شهری که مسکین را نمی فهمد

شهری که درد شعر پروین را نمی فهمد

شهری که صورت های غمگین را نمی فهمد

شهری که ( لا اکراه فی الدین ) را نمی فهمد

 

وقتی دلم میگیرد از نامهربانی ها

وقتی دلم پر می شود از بد گمانی ها

 

حس می کنم باید غریب و بی نشان باشم

انگار می خواهد دلم در جمکران باشم

من دوست دارم هم رکاب آسمان باشم

می ترسم از اینکه شبیه کوفیان باشم

 

بد کرده ام با خود ، خودم هم خوب می دانم

ای آسمان بی کران مشتاق بارانم

 

از کوله بار لطف تو اعجاز می خواهم

آقا ، دلی چون لحظه ی آغاز می خواهم

دیگر بریدم مهربان ، همراز می خواهم

ای آسمان بی کران پرواز می خواهم

 

یارت نبودم سالها اما تو یارم باش

من شانه ای مردانه می خواهم... کنارم باش

 

از این جماعت از تمام شهر بی زارم

آقا غریب و خسته ام تنها تو را دارم

آقا پشیمانم من از رفتار و کردارم

آری پشیمانم برای چندمین بارم

 

پیمان شکستم بارها اما گذر کردی

حال من بیچاره را آشفته تر کردی

 

دلگیرم از نامردی این مردم گمراه

با استخوانی در گلو سر می کنی در چاه

تنها تو از من خواستی یک قلب خاطر خواه

سهم من از تو آسمان ، سهم تو از من آه

 

دل خسته ای از جمعه های بی ثمر بودن

دل خسته ای از سالها بی همسفر بودن

 

در سهله یا در جمکران تنهای تنهایی

در اوج تنهایی به فکر غربت مایی

آقا شنیدم بارها وقتی که می آیی

حس می کنم دیدم تو را یک روز در جایی

 

با اینکه از من ، از من بیچاره دلسردی

من خوب می دانم که روزی باز می گردی

 

روزی کبوتر می شوم در آسمان تو

پر می زنم در آسمان بی کران تو

غرق محبت می شود دنیا زمان تو

شمشیر تو یعنی دو چشم مهربان تو

 

روزی جهانی می شود مجذوب نور تو

روزی خبر ها می شود شرح ظهور تو...

 

محسن کاویانی



:: برچسب‌ها: محسن کاویانی , دلگیرم از شهری که مسکین را نمی فهمد , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , شهری که درد شعر پروین را نمی فهمد , شعر امام زمان , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمانی , شعر برای امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان , اشعار آیینی , اشعار مذهبی , شعر مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 14
|
مجموع امتياز : 70
:: ادامه مطلب ...
باید بیایی دست از تاخیر برداری ( وحیده افضلی )
پنجشنبه 12 خرداد 1401 ساعت 21:38 | بازديد : 415 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

باید بیایی دست از تاخیر برداری

این رنج ها را از دل تقدیر برداری

 

از دوش های زخمی از اندوه عاشورا

تنها تو باید باشی و زنجیر برداری

 

حتی شعار " یا لثارات الحسین " اش را

از روی لب های پُر از تزویر برداری

 

بغض جوان ها یک طرف.../ ای کاش برگردی –

این غصه را از سینه های پیر برداری

 

باید طناب دارهای بی مروت را

از گردن این قوم بی تقصیر برداری

 

نان به سرقت رفته ی مردان زحمت را

از لا به لای سفره های سیر برداری

 

دنیا پر از بی عفتی های مدرنیته ست

باید نقاب از ظلم عالم گیر برداری

 

تنها تو می دانی چه دنیای بدی داریم

وقتش رسیده خوب من ، شمشیر برداری

 

وحیده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , باید بیایی دست از تاخیر برداری , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , این رنج ها را از دل تقدیر برداری , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمان , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , اشعار آیینی , شعر مهدوی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان , اشعار مذهبی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 17
|
مجموع امتياز : 85
:: ادامه مطلب ...

تعداد صفحات : 17