عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
چه شود ای گل نرگس با تو دیدار کنم
شنبه ساعت : | بازديد : 1043 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

چه شود ای گل نرگس ، با تو دیدار کنم

جان و اهل و هستی ام ، بر تو گرفتار کنم

روزه ی هجر تو از پای بینداخت مرا

کی شود با رطب وصل تو افطار کنم


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
با اشک می زنم ورق این فال خسته را ( سید جعفر حسینی )
شنبه ساعت : | بازديد : 1479 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

با اشک می زنم ورق اين فال خسته را

فالی دوا نمی شود اين سرشکسته را

خون از تمام چشم و دلم سيل می شود

هر وقت که وا می کنم اين زخم بسته را

اين نذر عاشقی است که ريزم به هر قدم

گلها به پای آمدنت دسته دسته را

از بس نيامدی غزلم پير شد ببين!

رنگ سپيد روی غزلها نشسته را

بايد شبی نشست غزل عاشقانه چيد

اين واژهای خالی از هم گسسته را

آقا تو را به جان غزلهای منتظر

منت گذار جاده ی با اشک شسته را

 

سید جعفر حسینی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
در پرده چه جلوه های زیبا داری ( محمدرضا براتی )
شنبه ساعت : | بازديد : 1382 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

در پرده چه جلوه های زيبا داری!

ننموده جمال، اين همه شيدا داری

گر طلعت حق نما، نمايان سازی

بی شبهه به پا محشر کبری داری

 

محمدرضا براتی



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز ( مشفق کاشانی )
شنبه ساعت : | بازديد : 1424 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز

چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز

لاله‏ ها،شعله كش از سينه داغند به دشت

در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز

از سراپرده ی غيبت خبری باز فرست

كه خبر يافتگان،بی خبرانند هنوز!

آتشی را بزن آبی به رخ سوختگان

كه صدف سوز جهان، بد گهرانند هنوز

پرده ‏بردار! كه بيگانه نبيند آن روی

غافل از آينه ، اين بی بصرانند هنوز!

رهروان در سفر باديه، حيران تواند

با تو آن عهد كه بستند، بر آنند هنوز

ذرّه‏ها در طلب طلعت رويت، با مهر

همچنان تاخته چون نو سفرانند هنوز

سحر آموختگانند، كه با رايت صبح

مشعل افروز شب بی سحرانند هنوز

طاقت از دست شد، ای مردمك ديده! دمی

پرده بگشای! كه مردم نگرانند هنوز

 

مشفق كاشانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی
جمعه ساعت : | بازديد : 1454 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

اسير مانده ايم در بهانه های پاپتی

و ميله های آهنين و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشيده است

صدای تيک  تاک غم , شماره های صنعتی !

امان از اشتباه های نا تماممان , همان

تفاخر هميشگی به هيچ های قيمتی !

ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق

نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟!

کسی نيامد از تبار انتظارمان ببين

که مانده ايم سخت در هجوم بی لياقتی !


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
آن یوسف کنعانی ما می آید ( طیبه چراغی )
جمعه ساعت : | بازديد : 941 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آن يوسف کنعانی ما می آيد

يک روز به مهمانی ما می آيد

ما منتظران اگرچه کم تعداديم

دوران فراوانی ما می آيد

 

طیبه چراغی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
رنگی به رنگ چشم سیاهت نمی رسد ( عباس حیدری )
جمعه ساعت : | بازديد : 936 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

رنگی به رنگ چشم سياهت نمی رسد

شب می دود، به مرز شباهت نمی رسد

من اشتباه کردم اگر ماه گفتمت

خورشيد هم به صورت ماهت نمی رسد

هردفعه کودک غزلم می پرد هوا

دستش به ميوه های نگاهت نمی رسد

هر وقت می زند به سرم فکر عاشقی

جايی به جز کنار و پناهت نمی رسد

يا تو نخوانده ای که بيايی به ديدنم

يا نامه های چشم به راهت نمی رسد

 

عباس حیدری


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
عمریست که از حضور او جا ماندیم ( فرزاد الماسی بردمیلی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1605 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

عمریست که از حضور او جاماندیم

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما برگردیم

مائیم که در غیبت کبری ماندیم

 

فرزاد الماسی بردمیلی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
افسوس که عمری پی اغیار دویدیم ( علی اکبر نوقانی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1646 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم

بس سعی نمودیم که بینیم رخ دوست

جانها به لب آمد رخ دلدار ندیدیم

ما تشنه لب اندر لب دریا متحیر

آبی بجز از خون دل خود نچشیدیم

ای بسته به زنجیر تو دلهای محبان

 رحمی که در این بادیه بس رنج کشیدیم

رخسار تو در پرده نهان است و عیان است

 بر هر چه نظر کردیم رخسار تو دیدیم

چندان که به یاد تو شب و روز نشستیم

 از شام فراغت چو سحرگه ندمیدیم

تا رشته ی طاعت به تو پیوست نمودیم

هر رشته که بر غیر تو بستیم بریدیم

شاها به تولای تو در مهد غنودیم

وز یاد لب لعل تو ما شیر مکیدیم

ای حجت حق پرده ز رخسار برافکن

کز هجر تو ما پیرهن صبر دریدیم

ما چشم به راهیم به هر شام و سحرگاه

در راه تو از غیر خیال تو رهیدیم

ای دست خدا دست برآور که ز دشمن

بس ظلم بدیدیم و بسی طعنه شنیدیم

شمشیر کجت راست کند قامت دین را

هم قامت ما را که ز هجر تو خمیدیم

شاها ز فقیران درت روی مگردان

بر درگهت افتاده به صد گونه امیدیم

 

مرحوم میرزا علی اکبر نوقانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1005 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت

چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت

چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفائی

فقط نشستیم و گفتیم خدا کند که بیائی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
گفتم که در فراقت عمریست بی قرارم
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 2780 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

گفتم که در فراقت عمریست بی قرارم

گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم

گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم

گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم

گفتم که یاورانت مظلوم هر دیارند

گفتا مرا ببینید مظلوم روزگارم

گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند

گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو

گفتا که من شب و روز در انتظار یارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت

گفتا که من همیشه بر دیده اشک دارم

گفتم که دشمن تو در فکر محو شیعه است

گفتا به حال شیعه هر لحظه پاسدارم

گفتم که انتقام مادر تو کی بگیری

گفتا به چشم گریان من لحظه میشمارم

گفتم به شیعیانت آیا پیام داری

گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم

گفتم که ای امامم از ما چرا نهانی

گفتا به چشم محرم هموراه آشکارم

گفتم به چشم انوار آیا تو پا گذاری

گفتا که شستشو ده شاید که پا گذارم



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
نظری کن که دل غمزدگان شاد شود
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1441 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

نظری کن که دل غمزده گان شاد شود

گذری کن که جهانی ز غم آزاد شود

آفتابا ز پس پرده غیبت بدرآی

تا جهان از کرم و لطف تو آباد شود

گشته تاریک جهان از ستم و ظلم و فساد

عدل و انصاف و مروت ز تو ایجاد شود

رهنمای بشر ای مهدی موعود بیا

تا که این مردم دنیا بتو ارشاد شود

مهدی فاطمه ای یوسف گمگشته ما

تو بیا تا که غم هجر تو آباد شود

ما نداریم به غیر از تو پناه دیگری

تو بیا تاکه دل ما زغم آزاد شود


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ارباب زمین امیر مریخ بیا
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1879 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


ارباب زمین، امیر مریخ، بیا

تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا

از قول همه منتظران می گویم

ای پیرترین جوان تاریخ بیا


اللهم عجل لولیک الفرج


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت ( سید حمیدرضا برقعی )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1799 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیرکه آب ازسرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام درعدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیاکه هیچ ،جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ام

از خیر شعرگفتن حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا، شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 

سیدحمیدرضا برقعی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
اینجا که شعر در کف نامردمان رهاست ( انسیه موسویان )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1418 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


اینجا که شعر در کف نامردمان رهاست

موعود من ،صدای تو عاشق ترین صداست

این جغدهای خفته که آواز شومشان

در ژرفنای تیره و خاموش شب رهاست

باور نمیکنند که چشمان روشنت

دیریست قبله گاه تمام ستاره هاست

من میشناسمت دل غمگین و خسته ات

با درد ، با غرور ترک خورده آشناست

آری ، تو آن درخت کریمی که دستهات

دیری است که آشیانه ی گرم پرنده هاست

آخر چگونه در گذر بادهای تند

ایستاده ای که قامت سبز تو تا خداست

من از هجوم دشنه شب زخم خورده ام

پس مرهم نگاه اهورایی ات کجاست


انسیه موسویان


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1530 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


منی که مایه ی ننگم به حد رسوایی

چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی؟

چو خویش یار تو دیدم به نیک دانستم

عزیز فاطمه ، مهدی جان چقدر تنهایی




|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
شبی ستاره ی من هم ظهور خواهد کرد ( محبوبه بزم آرا )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 2136 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

شبی ستاره ی من هم ظهور خواهد کرد

مرا ز غربت آیینه دور خواهد کرد

طلوع میکند از سمت آسمان ، چشمی

که حجم پنجره را غرق نور خواهد کرد

و واژه های پر از انتظار می دانند

که از حوالی شعرم عبور خواهد کرد

می آید از دل ویرانه های شب ، مردی

که جای پای خدا را مرور خواهد کرد


محبوبه بزم آرا


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم ( مرتضی عباسی زاده )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 1438 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

از فراقت به جوانی همگی پير شديم

بی تو از وادی دنيا همگی سير شديم

بی خود از حادثه ی عشق تو ديوانه و مست

عاشق کوی تو گشتيم و زمين گير شديم

تا که وصفی ز کمان و خم ابروی تو رفت...

در پی ديدن رويت همگی تير شديم

از کمان خانه ی زلفت همه بالا رفتيم

در سراشيبی ابروت سرازير شديم

گو گدايان در اين خانه بيايند که ما

از گدايی به در تو همگی مير شديم

عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...

جمله در حلقه ی تو در غل و زنجير شديم


مرتضی عباسی زاده ( رها )



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
جز در خانه ی تو در نزنم جای دگر
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1515 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

جز در خانه ی تو در نزنم جای دگر

نروم از سر کوی تو به ماوای دگر

خاک عالم بسرم گر طلبم در همه عمر

از خدا غیر لقاء تو تمنای دگر

من که بیمار غم هجر توام می دانم

جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر

پیش ما بی تو بود دوزخ و جنت یکسان

بی وجود تو نیم طالب دنیای دگر

چشم محروم زدیدار رخت بینا نیست

چه شود لطف کنی دیده ی بینای دگر

دوستدار تو بود هر فرقی در عالم

همه خوانند تو را لیک باسماء دگر



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
تقصیر ماست غیبت طولانی شما ( وحید قاسمی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1488 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

تقصیر ماست غیبت طولانی شما

بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

برشوره زار معصیتم گریه می کنم

جانم فدای دیده ی بارانی شما

پرونده ام برای شما دردسر شده

وضع بدم دلیل پریشانی شما

ای وای من!که قلب شما را شکسته ام

آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن

عفو و گذشت سنت کنعانی شما

آیا حقیقت است که اصلاً شبیه نیست؟

رفتار ما به رسم مسلمانی شما

ایران ما اگر چه بسی شاه دیده است

چشم امید بسته به سلطانی شما

صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند

در انتظار منسب دربانی شما

عشاق شهر یکسره تعریف می کنند

از لحن و صوت مکی قرآنی شما

نشنیده یاد روضه ی گودال کرده ام

دل می برد تلاوت روحانی شما

این اشک روضه حال مرا خوب کرده است

ردخور نداشت نسخه ی درمانی شما

« يا فارس الحجاز» برايم دعا كنيد

درمانده است نوکر ايراني شما...

 

وحید قاسمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند ( محمد سهرابی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1375 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند

این خاک احترام به دریا نمیکند

شهر پر از هوی نفسم را گرفته است

اینجا کسی هوای مسیحا نمیکند

دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق

شیطان که فکر آدم و حوا نمیکند

پای تو کم کسی ز خودش دست شسته است

اینجا کسی مسافرت از ما نمیکند

نامت برای رفع بلا روی تاقچه است

ورنه کسی نگاه به آقا نمیکند

از سیر چشمهای تو فیضی نمی برد

قومی که میل عالم بالا نمیکند

شبهای عاشقان چقدر طول می کشد

ما را جدا ز خود شب یلدا نمی کند

خون می خوریم و شکر خداوند می کنیم

با ما فراق بهتر از این تا نمی کند

 

 محمد سهرابی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام ( قیصر امین پور )
شنبه ساعت : | بازديد : 1706 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام

گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا شد هزار پاره دل از يک نگاه تو

ديدم هزار چشم در آيينه کاری ام

گر من به شوق ديدنت از خويش می روم

از خويش می روم که تو با خود بياری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است

باری مگر تو دست بر آری به ياری ام

کاری به کار غير ندارم که عاقبت

مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار

با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بيا , بيا

زان پيشتر که پاک شود يادگاری ام

 

قیصر امین پور


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
عمری به انتظار نشستم نیامدی ( احسان محسنی فر )
شنبه ساعت : | بازديد : 1669 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

عمری به انتظار نشستم نیامدی

چشم از همه به غیر تو بستم نیامدی

ای مایه امید بشر، رشته امید

از هرکسی بجز تو گسستم نیامدی

ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق

چشم انتظار هرچه نشستم نیامدی

ای سرو سرفراز گلستان زندگی

دیدی مگر حقیرم و پستم نیامدی

گفتی دل شکسته بود جای من فقط

این دل به خاطر تو شکستم نیامدی

عمری در آرزوی تو آخر شد و هنوز

در آرزوی روی تو هستم نیامدی

مست گناه، مرد حقیقت نمی شود

دیدی همیشه غافل و مستم نیامدی

زندان تن کلید ندارد به غیر مرگ

چون از رگ حیات نرستم نیامدی

 

احسان محسنی فر


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
برگرد ای توسل شب زنده دارها ( علی اکبر لطیفیان )
شنبه ساعت : | بازديد : 1797 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

برگرد ای توسل شب زنده دارها

پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو

حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن

دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم

آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن

خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد

یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم

بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود

اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند

برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند

یا ایها العزیز تمام ندارها 

 

علی اکبر لطیفیان


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
اول نامه السلام علیک ( مجید لشگری )
شنبه ساعت : | بازديد : 1718 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


اوّل نامه «السّلام علیك»

محضر عالی و شریف شما

نامه ای می نویسد از غمتان

بنده ی عاصی و ضعیف شما

نامه ای از محلّه ی غم و رنج

كوچه ی بی كسی، پلاك بلا

شهر بدبختی و فلاكت و درد

كدپستی ش...نیست خاطر ما

چشم بد دور، چشم این مردم

به هر آنجا كه می شود باز است

توی Mp4 و موبایل همه

پر آهنگ و رقص و آواز است

گوش ها عادت همیشگی اش

تكنو و جاز و رپّ و راك و متال

معذرت! این قبیله می گویند:

گور بابای این حرام و حلال

جای تصویر قاب نام «علی»

اكثرا ماهواره می بینند

پر دود است آسمان امّا

به گمان كه ستاره می بینند

مسجد و هیئت و نماز و دعا

كه نپرسید،‌ ور شكسته شده

بال های اجابت مردم

با گناه كبیره بسته شده

عدّه ای پیروان كابالا

عّده ای جیره خوار بودائیسم

عدّه ای توده ایّ و بی دین اند

عده ای بنده ی برهمائیسم

فیلم ها مملو بدآموزی

پرِ از صحنه های مسئله دار

دستمان را بگیر آقا جان!

«و قنا ربّنا عذابَ النّار»

پسران اشبهُ النّساء و زنان...

اشبهٌ بالرّجال، می بخشید

خانه داران اسیر ده جین ظرف

نشكن و آركوپال، می بخشید

چت و ایمیل و سرچ اینترنت

مایه ی ننگ و عار و فحشا شد

اشهدُ لا اله الّا الله

علناً زیر پا و حاشا شد

در میان حجاب و حفظ عفاف

ورزش بانوان ایرانی

جودو و كشتی و كاراته و بوكس

زین سواریّ و دو وَ میدانی

پیرهن ها چقدر اندامی

خشت شلوارها چه كوتاه اند

این جماعت حجاب و مقنعه را

بلكه حتّی تو را نمی خواهند

سرتان را به درد آوردم

معذرت گر سخن اطاله شده

جنس مرغوب شیعه ات، امروز

بین بازار استحاله شده

حرف آخر همین كه انسان ها

با خدا و شما غریبه شدند

با خدا و شما و خوبی ها

قوم پر ادّعا غریبه شدند


مجید لشگری




|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 3659 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما

فهمیده ام که هیچ نمیدانم از شما

یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام

باید ز شرم چهره بپوشانم از شما

می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من

قبل از سلام روی بگردانم از شما

رویی نمانده است به چشمت نظر کنم

پس بی دلیل نیست ، گریزانم از شما

من اصل انتظار تو را برده ام ز  یاد

با انتظارهای فراوانم از شما

من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن

محض رضای ذائقه میخوانم از شما

 

یا مهدی ادرکنی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری ( سید عباس سجادی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1902 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

 

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری ؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم ، کی میکنی نگاهم؟

بر عکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پردها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها ، کی میل شور داری ؟

در خواب دیده بودم یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم قصد ظهور داری ؟

 

سید عباس سجادی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
شیعیان عیدتان مبارک باد
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1624 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

 

 طلوع میکند آن آفتاب پنهانی

 ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

 دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست

 شنیده ام که می آید کسی به مهمان

 


 

 

 اللهم عجل لولیک الفرج



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...