عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
من بی خبر و تو با خبر ( سید مجتبی شجاع )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1055 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

من بی خبر و تو با خبر از حالم

از تير گنه شكسته باشد بالم

يك لحظه نمی بری مرا از خاطر

با آن كه دلت خون شده از اعمالم


سيد مجتبي شجاع


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
رهگذران خسته ( سید حسن محمود )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1504 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دست تو باز میکند، پنجره های بسته را

هم تو سلام میکنی، رهگذران خسته را

دوباره پاك کردم و به روی رف گذاشتم

آینه قدیمی غبار غم گرفته را

پنجره بی قرار تو، کوچه در انتظار تو

تا که کند نثار تو، لاله ی دسته دسته را

شب به سحر رسانده ام، دیده به ره نشانده ام

گوش به زنگ مانده ام، جمعه ی عهد بسته را

این دل صاف کم کمک، شدست سطحی از ترك

آه … شکسته تر مخواه، آینه شکسته را


سید حسن محمود « سهیل ثابت »


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
حسرت نگاه ( مصطفی طایی شمیرانی )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1094 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

سپيده سرزد و شب رفت و قرص ماه شکست

سکوت خلوت شب را دم پگاه شکست

بيا که در شب هجر تو اى شه خوبان

دلى که بود چو کوهى، زغم چو کاه شکست

به جست وجوى تو بودم به هر کجا رفتم

که پاى صبر و شکيبم ز رنج راه شکست

نيامدى که ببينى چگونه آينه ها

به انتظار تو در حسرت نگاه شکست

کنون که کاسه صبرم ز غم شده لبريز

بيا که پشت مرا سيل اشک و آه شکست

کجايى اى گل نرگس که بى حضور رخت

تمام رونق باغ گل و گياه شکست

ز هجر يار مکن شکوه و گلايه ( بسيط )

که گاه موسم پيروزى است و گاه شکست


مصطفى طايى شميرانى (بسيط)


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ندبه خوانیم تو را ( علیرضا قزوه )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 997 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ندبه خوانیم تو را هر سحر آدینه

تو کدام آینه ای ؟ صل علی آیینه

تو کدام آینه ای ، ای شرف الشمس غریب

که زد از دوری دیدار تو چشمم پینه

از همه آینه ها زلف رها کرده تری

می زنند آینه ها سنگ تو را بر سینه

لوح محفوظ خدا! آینگی کن یک صبح

که جهان پر شده از آتش و کفر و کینه

در همه آینه ها نام تو را کاشته ایم

ندبه خوانیم تو را هر سحر آدینه


علیرضا قزوه


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
خدا کند که بیایی
شنبه ساعت : | بازديد : 1411 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

الا که راز خدايی، خدا کند که بيايی

تو نور غيب نمايی، خدا کند که بيايی

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآيد

سرآيد و تو برآيی، خدا کند که بيايی

دمي که بی تو سر آيد خدا کند که نيايد

الا که هستي مايی، خدا کند که بيايی

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشايی، خدا کند که بيايی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدايی، خدا کند که بيايی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

يگانه راهنمايی، خدا کند که بيايی

تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقايی، خدا کند که بيايی

دل مدينه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفايی، خدا کند که بيايی

به سينه ها تو سروری به ديده ها همه نوری

به دردها تو دوايی، خدا کند که بيايی

ترا به حضرت زهرا، بيا ز غيبت کبری

دگر بس است جدايی، خدا کند که بيايی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
گاهی اگر ..... ( نغمه مستشار نظامی )
شنبه ساعت : | بازديد : 1381 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

از ما اگر پيشش شکايت کرده باشی

گاهی اگر در چاه، مانند پدر، آه

اندوه مادر راحکايت کرده باشی

گاهی اگر زير درختان مدينه

بعد از زيارت استراحت کرده باشی

گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا -

آيينه ای راغرق حيرت کرده باشی

در سال های سال دوری و صبوری

چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی

حتی اگر بی آن که مشتاقان بدانند

گاهی نمازی را امامت کرده باشی

يا در لباس ناشناسی در شب قدر

از خود حديثی را روايت کرده باشی

يا در ميان کوچه های تنگ و خسته

نان و پنير و عشق، قسمت کرده باشی

پس بوده ای و هستی و می آيی از راه

تا حق دل ها را رعايت کرده باشی

پس مردمک های نگاه ما عقيم اند

تو حاضری بی آن که غيبت کرده باشی

 

 نغمه مستشار نظامی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
دولت پاینده ( هلالی جغتایی )
شنبه ساعت : | بازديد : 1013 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند

سلطنت را بگذارند و ترا بنده شوند

گر به خاك قدمت سجده میسّر گردد

سر فرازان جهان جمله سرافکنده شوند

بر سر خاك شهیدان اگر افتد گذرت

کشته و مرده، همه از قدمت زنده شوند

جمع خوبان همه چون کوکب و خورشید تویی

تو برون آی، که این جمله پراکنده شوند

هیچ ذوقی به ازین نیست که: از غایت شوق

چشم من گرید و لبهای تو در خنده شوند

گر تو آن طلعت فرّخ بنمایی روزی

تیره روزان همه با طالع فرخنده شوند

اگر اینست« هلالی » شرف پایه عشق

همه کس طالب این دولت پاینده شوند

 

هلالی جُغتایی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
یک پنجره زیبایی ( هادی میرزا نژاد موحد )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1917 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

مهمان نگاهم شو، در یک شب رؤیایی

بگشای به روی من، یک پنجره زیبایی

فانوس نگاهم را، آویخته ام بر در

من منتظرم زیرا، گفتند« تو میآیی »

بی تابتر از موجم، بی خوابتر از دریا

من مانده ام و یادت با یک شب یلدایی

تا عابر چشمانت، ره گم نکند در شب

بر کوچه بتابان نور، ای ماه تماشایی

از پهنه ی چشمانت، موج آمد و دل را برد

آری شده ام اینک … دریایی دریایی

تو رفتی و با لیلی، همراه شدی در عشق

من مانده ام و مجنون، با یک دل صحرایی

گیرم که بیاید او، امشب به ملاقاتم

ای دل تو چه خواهی کرد، با این همه شیدایی

 

هادی میرزا نژاد موحّد


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
سلام بر نگاه تو
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 978 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

سلام بر نگاه تو بلند آسمانی ام!

که از حضيض خاک‌ها به اوج می کشانی ام

من ازتبار لحظه‌های تند سير زندگی

تو از تبار ديگری بهار جاودانی ام

سراسر وجود من پُر است از صدای تو

وجود من فدای تو! بيا به ميهمانی ام

به ذرّه ذرّه جان من، طلب زبانه می کشد

ولی در اين حصارها، اسير ناتوانی ام

رسيده‌ام به مرگ خود در اين غروب واپسين

بيا به چشم من نشين تمام زندگانی ام

شنيده‌ام که می رسی، نشسته‌ام به راه تو

سلام بر نگاه تو بلند آسمانی ام ...


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
باغ آفت زده ( علیرضا دهرویه )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 892 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای آنکه بهار باور دهکده ای

در فکر شکوه باغ آفت زده ای

من ترسم از اینست که در وقت ظهور

یک عده بگویند که زود آمده ای !


علیرضا دهرویه


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
واژه ی غم ( محبوبه عباسی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1310 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دو چشمم، مرمرين از بارش غم بود، باور کن

و پشتم از غم هجران تو خم بود، باور کن

ميان بيت بيت شعر من بغضى نهان مى شد

وجودم غرق در، درياى ماتم بود، باور کن

کجايى، اى حضور مبهم زيباى فرداها

که تفسير نگاهم واژه ی غم بود، باور کن

ميان موجهاى التماس و غربت و هجران

دو دستم عاشق دامان خاتم بود، باور کن

بيا ديگر که سهراب وجودم زخمى زخميست

که بى تو نوشدارو جرعه اى سم بود، باور کن

هزاران جمعه بى تو تا خدا رفتم ولى افسوس

که در راهم صفاى همسفر کم بود، باور کن


محبوبه عباسى


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ویرانه
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1050 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد

ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت

ويرانه دل ماست که هر جمعه به يادت

صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
آستان عشق ( طیبه شامانی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 876 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

يوسف نديده است به دنيا نظاره‌ات

کردم هزار حنجره نذر هزاره‌ات

راضی مشو که طعمه ی دست خزان شوم

وا میشود گل لب من با اشاره‌ات

حرفی برای گفتن از اين دل نمانده است

جانا! کجاست در دل اين شب ستاره‌ات؟

رازی است سر به مهر، دو چشم سياه تو

ديدم به قاب ديده ی تو استخاره‌ات

سر می نهم به پای تو در آستان عشق

من زنده‌ام به نام و نگاه دوباره‌ات

 

طيبه شامانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
یا علی
دوشنبه ساعت : | بازديد : 2583 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

امامى گشت شهره عالم عبادتش

دلجويى از ستمزدگان بود عادتش

در كعبه شد تولد و در سجده شد شهيد

نازم به آن ولادت و بر آن شهادتش


سيد مصطفى آرنگ


*********

شايد که کمی سوز به آهت بدهند

در دهر کمی حشمت و جاهت بدهند

اما دگر اين امر محال است محال

بی حب علی بهشت راهت بدهند


سید مجتبی شجاع


*********


لب را به جز از مدح علی وا نکنی

با دشمن فاطمه مدارا نکنی

گر منتظر يوسف زهرا هستی

غير از فرج از خدا تمنا نکنی

 

سید مجتبی شجاع


*********

در مذهب هر کس که حقيقت بين است

ذکر صلوات بر علی شيرين است

از راه خطا و معصيت بر گرديد

خوشنودی صاحب الزمان در اين است

 

سید مجتبی شجاع


*********

گفتم كه علی، گفت بگو سِرُّ الله

گفتم كه علی، گفت بگو عين الله

گفتم كه به وصفش چه بگويم گفتا

لا حول و لا قوة الا بالله


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ابرو هلال ( علیرضا قزوه )
دوشنبه ساعت : | بازديد : 924 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما

ما به دنبال تو می گرديم و تو دنبال ما

ماه پيدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه گم

رؤيت اين ماه يعنی نامه ی اعمال ما

خاصه اين شبها که ابر و باد و باران با من است

خاصه اين شبها که تعريفی ندارد حال ما

کاش در تقدير ما باشد همه شبهای قدر

کاش حوّل حالنايي تر شود احوال ما

اين سحرها در زلال ربنا گم می شويم

اين سحرها آسمان گم می شود در بال ما

ما به استقبال ماه، از خويش تا بيرون زديم

ماه با پای خودش آمد به استقبال ما

گوشه ی چشمي به ما بنمای ای ابرو هلال

تا همه خورشيد گردد روزی امسال ما

 

 عليرضا قزوه


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مرا از جمعه ها آغاز کن
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1090 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

مـرا از جمعـه ها آغـاز کن، از شنبه بيزارم

که از حس غريب و مبهـم آدينـه سرشارم

من از تعطيل چشمان شما... ،نه! بر نميگردم

خدا هم خواسته پس من کيم تا دست بردارم ؟

غـروب و انتـظار و پنجـره شـد مـال من آقـا

کمی تعجيل کن آشفته از اين جمعه بازارم

به شوقت چشمهای خسته را تا عشق می آرم

از اين جا ميرسی باشد بگو تا چند بشمارم ؟

برايـم هفته از ديـدار ِ تـو آغـاز می گردد

مرا از جمعه ها آغاز کن از شنبه بيـزارم ...


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
کن چهره آشکارا ( سید اسماعیل شرفی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1425 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای لعل نازنینت چون آب زندگانی

تا کی به ابر غیبت از دیده ها نهانی

هجر و غم فراقت از جان نموده سیرم

بر دوش ما نهادی باری باین گرانی

در آتش فراقت سوزم ز اشتیاقت

دستم چرا نگیری با آنکه میتوانی

باد صبا تو هر دم چون میرسی بکویش

از ما چرا سلامی بر او نمیرسانی

در انتظار امرت بیمار و زار گشتم

بر حالتم نظر کن با چشم مهربانی

یک عمر سوختم من در انتظار رویت

با درد انتظارت سخت است زندگانی

از غیبت جمالت تاریک گشته عالم

کن چهره آشکارا جانا تو ناگهانی


مرحوم سید اسماعیل شرفی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...