عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
شاهد سرمدی ( ه.ا.سایه )
شنبه ساعت : | بازديد : 1014 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

کيست که از دو چشم من در تو نگاه می کند

 آينه ی دل مرا همدم آه می کند

 شاهد سرمدی تويی وين دل سالخورد من

 عشق هزار ساله را بر تو گواه می کند

 ای مه و مهر روز و شب اينه دار حسن تو

 حسن ، جمال خويش را در تو نگاه می کند

 دل به اميد مرهمی کز تو به خسته ای رسد

 ناله به کوه می برد شکوه به ماه می کند

 باد خوشی که مي وزد از سر موج باده ات

 کوه گران غصه را چون پر کاه می کند

 آن که به رسم کجروان سر ز خط تو می کشد

 هر رقمی که می زند نامه سياه می کند

 مايه ی عيش و خوش دلی در غم اوست سايه جان

 آن که غمش نمی خورد عمر تباه می کند

 

 ه . ا . سايه


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
خوب است ( جواد پرچمی )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1045 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

به شوق صبح و سحر، شام تار هم خوب است

برای گریه شدن آبشار هم خوب است

تمام هفته خطا و غروب جمعه دعا

کمی خجالت از این انتظار هم خوب است

اگر چه لایق وصل تو نیستیم آقا

ولی کشیدن ناز نگار هم خوب است

گمان کنم که نمی بینمت، بگو غلط است

امید دادن این بی قرار هم خوب است

کسی به فکر شما نیست، همه خوبند

ملال نیست دگر، کار و بار هم خوب است

مرا ببند که من جای دیگری نروم

برای عبد فراری حصار هم خوب است

هوای شهر بد و گریه سخت و حال بد است

کمی هوا وسط این غبار هم خوب است

اگر نشد برسم من به پابوسی تو

برای این دل من وصف یار هم خوب است

برای اینکه به دست آورم دلت را من

قسم به فاطمه داغدار هم خوب است

مرا ببخش به دردت نخورد نوکریم

که بخشش دل این شرمسار هم خوب است

اگر که پای رکابت نشد شهید شوم

برای کشتن ما زلف یار هم خوب است

اگر اجل به وصالت مرا مجال نداد

امید آمدنت بر مزار هم خوب است

 

جواد پرچمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مردم صد چهره ( محسن مهدوی )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 844 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ميان مردمی و مردم از شما دورند

ميان مردم صد چهره ای كه صد جورند

ميان طايفه هايی كه چشم سر دارند

وَ از نديدن نور تو غالباً كورند

ميان منتظرانی كه ندبه می خوانند

وَ گوييا به صدا كردن تو مجبورند

خدا كند كه نباشم من از كسانی كه -

فقط به گريه و زاری و ندبه مشهورند

اگر دعای شما شاملم شود نروم

ميان مردم صد چهره ای كه صد جورند...


محسن مهدوی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
بشارت ( مفتون امینی )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 1279 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد

يا درد و غم طی می شود، يا شهرياری می رسد

گر کارگردان جهان، باشد خدای مهربان

اين کشتی طوفان زده هم بر کناری می رسد

انديشه از سرما مکن سر می شود دورانِ وی

شب را سحر باشد ز پی، آخر بهاری می رسد

ای منتظر! غمگين مشو قدری تحمّل بيشتر

گردی بپا شد در افق، گوئی سواری می رسد

يار همايون منظرم آخر در آيد از درم

اميد خوش می پرورم زين نخل باری می رسد

کی بوده است و کی شود ملک غزل بی جکمران

هر دوره آن را خواجه ای يا شهرياری می رسد

«مفتون» منال از يار خود گر با تو گاهی تلخ شد

کز گل بدان لطف و صفا گه نيش خاری می رسد


مفتون امينی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مناجات با امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )
جمعه ساعت : | بازديد : 1577 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دو مناجات زیبا

با امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )






ابا صالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

دانلود

بی تو ای صاحب الزمان ( عج )
بی قرارم هر زمان
(جواد مقدم )


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
گل شب بو ( سعید بیابانکی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 939 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

گرفته بوی تو را خلوت شبانی من

کجايی ای گل شب بوی بی نشانی من

غزل برای تو سر می برم عزيز ترين

اگر شبانه بيايی به ميهمانی من

چنين که بوی تنت در رواق ها جاری ست

چگونه گل نکند بغض جمکرانی من؟!

عجب حکايت تلخی ست نااميد شدن

شما کجا و من و چادر شبانی  من

در اين تغزل کوچک سرودمت ای خوب !

خدا کند که بخندی به ناتوانی من 

به پای بوس تو آيينه دست چين کردم

کجايی ای گل شب بوی بی نشانی من ؟!

 

سعيد بيابانکی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
تصمیم کبری ( اکرم بهرامچی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1176 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آواره بيرون می روم با سايه ای تنها

شايد تو آنجايی ميان شهر آدم ها

در آن طرف شهری ست با جغرافيای بيست

آنجا به غير از عشق بی شک ماجرايی نيست

من اين طرف در مرکز  يک شهر خاموشم

پس کوچه هايش را در اين دفتر نمی پوشم

ها می کنم دستان سردم را که خشکيده ست

انگار قنديل از نگاه شهر باريده ست

اين جمعه ها ی ساکت و تعطيل، کمرنگ ست

در ندبه ها فرصت برای حرف ها تنگ ست

حالا دعاهای زمين عصيان تکرار ست

طرز نگاه آدمک ها گنگ و آوار ست

در کوچه ها مانده ست ردی از نگاهی خيس

شايد خيابان می رود سمت گناهی خيس

فرم مداد قرمزم خاکستری رنگ ست

يک روزنامه داد زد هر روزمان جنگ ست

هر روز می گردم پی شهری که آنجايی

شهری که نان می داد در سرمشق، بابايی

شهری که دارايش انار سرخ را می کاشت

تصميم کبری زير باران گفتنی ها داشت

 

اکرم بهرامچی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
شکوه غزل ( پانته آ صفایی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1193 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

حل می شود شکوه غزل در صدای تو

ای هرچه هست و نيست در عالم فدای تو

هر شب به روز آمدنت فکر می کنم

هر صبح بی قرار ترينم برای تو

بيدار می شويم ازين خواب هولناک

يک صبح جمعه با نفس آشنای تو

آدينه ای که ميرسی و پهن می شود

چون فرش آسمانِ دلم زير پای تو

يک روز گرم و روشن و سرشار می شويم

در خلسه ای که می وزد از چشم های تو

روزی که با شروع کلام تو مثل قند

حل می شود شکوه غزل در صدای تو


 پانته آ صفايی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
شمیم عود ( صالح محمدی امین )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 1455 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

صدایت میکنم … عالم شمیم عود میگیرد

و چشمانم به یاد تو غمی مشهود میگیرد

شبی در خلوت لاهوتی روحم تجلی کن!

که دارد شعرهایم رنگی از بدرود میگیرد

سواحل در سواحل خاك سرگرم گل افشانی است

که روزی رنگ و بو از آن گل موعود میگیرد

در اشراق ترنمها و آفاق تغزلها

زمین را نغمه جادویی داود میگیرد

ببین مولا به محض اینکه از عشق تو میگویم

جهان را شوق یک فردای نامحدود میگرد


صالح محمدی امین


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
خیال تو
دوشنبه ساعت : | بازديد : 935 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

هر شب من از خيال تو سرشار می شوم

هر صبح با اذان تو بيدار می شوم

كارم فقط به راه شما خيره ماندن است

شغل مرا نگير كه بيكار می شوم

دست خودم كه نيست مرا سرزنش مكن

از سوی دل به عشق تو اجبار می شوم

بيچاره من كه از طرف چشمهای تو

روزی هزار مرتبه احضار می شوم

وقتی كه نيستی چه اميدی به ماندنم

از زندگی بدون تو بيزار می شوم

برگرد تا دوباره به عشقت يقين كنم

بی تو دچار شايد و انگار می شوم

روزم به روزمرگی غيبتت گذشت

اما دوباره شب زتو سرشار می شوم

از رو نمی روم هميشه همين بوده ، باز هم

فردا دچار اين همه تكرار می شوم



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ققنوس های سرخ ( لیلا رسولی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 970 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای آخرين جواب دل انگيز هر سوال

در متن قرن های پر از وحشت و ملال

ای باغبان، كه سخت و صبور ايستاده ای

تا دانه دانه سرخ شود سيب های كال

كی می شود به من برسی سيب زندگی

كی می شود بچينمت از شاخه ی خيال؟

سيمرغ آرزوی منی ، آرزوی من

كی می رسم به قاف نگاهت شكسته بال؟

جاری ست طعم نام تو روی زبان عشق

مانند حس ناب حضور خودت زلال

نامت، طنين رويش شيرين يك غزل

شعرم، مسير سبز عبور تو ای غزال

ای بي گمان سلاله ی ققنوس های سرخ

بيرون بيا از آتش سرد شك و سوال

بگذار تا خيال كنندت تو را، بعيد

بگذار تا كه فرض كنندت تو را محال

هر قدر هم كه دير بيايی و راه دور

هر قدر هم كه بگذرد اين سال های سال -

يك روز ذوالفقار نگاهت به آسمان

پل می زند به سمت تبسّم، به شور و حال

حتی اگر نباشم و باشی، چه ديدنی ست

آن لحظه های روشن و نورانی وصال

تلخ است گر چه بی تو همه عمر، انتظار

ما را اميد تا ابد است و تو را مجال

 

ليلا رسولی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
حاجت هیچ استخاره نیست ( علی رضوانی راد )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1405 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

از نو، تمام پنجره‌ها را مرور کن

برگرد و از مسير نگاهم عبور کن

بر استوای اطلس چشمت گذار نيست

اين توبه توی قطب دلم را مرور کن

روزی در اين مسير، به بن‌بست می رسيم

بال و پری برای دلم جفت و جور کن

با چلچراغ باور چشمان روشنت

تاريک لحظه‌های مرا غرق نور کن

گفتی به من که حاجت هيچ استخاره نيست

از کوره راه مبهم ايمان عبور کن

رفتم ولی، ميانه ی راه است و شکّ و مرگ

دست دلم به دامنت آقا! ظهور کن


علی رضوانی راد


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
کوچه ( سودابه مهیجی )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 940 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

خراب و خرد و ره گم کرده و بی سايبان ، کوچه

سر الفت ندارد با عبور مردمان کوچه

به دنبال کسی سر در سکوت ساليان برده ست

به خود می پيچد از حرفی که دارد بر زبان کوچه

کسيکه انتظارش دير کرده قرن های قرن

چقدر از دوری اش خميازه دارد در دهان کوچه

نه با خورشيد می خندد نه با مهتاب می رقصد

زمينگير است و گويی قهر با هفت آسمان کوچه

سفرها از خيابان رو به سويش باز می گردند

ولی از آن مسافر ... نه ... ندارد يک نشان کوچه ...

دوباره جمعه آمد کوچه ی بی تاب می گريد

برای ديدن موعود ازين کوچه به آن کوچه

 

سودابه مهيجی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
الم نشرح ( مرتضی حیدری آل کثیر )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 904 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

برگشته ام به فصل تو از خط فاصله

اين روزها پريده ام از خواب چلچله

تنها کمی به ديدن تو فکر می کنم

آن هم برای حل شدن چند مسئله

ديگر تمام شهر به عشقت مقيدند

بی آن که در حضور تو باشند يک دله

تو کيستی که ديده و ناديده خوانده اند

خوبان تو را به ندبه و بدها به ولوله

ما مرده ی گرفتن جشن تولديم

چنگی به دل نمی زند اين ساز و هلهله

وقتی تمام بندر، در بند ساحل است

دريا چگونه مشت نکوبد به اسکله؟

باران چگونه باز نگردد به آسمان

دنيا چگونه سخت نگيرد به چلچله؟

اين سينه ها به فکر « الم نشرح» تو نيست

چيزی به گوش خاک بخوان مثل «زلزله»

 

مرتضی حيدری آل کثير


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...