عضو شويد



:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
باید بیایی دست از تاخیر برداری ( وحیده افضلی )
پنجشنبه 12 خرداد 1401 ساعت 21:38 | بازديد : 27 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

باید بیایی دست از تاخیر برداری

این رنج ها را از دل تقدیر برداری

 

از دوش های زخمی از اندوه عاشورا

تنها تو باید باشی و زنجیر برداری

 

حتی شعار " یا لثارات الحسین " اش را

از روی لب های پُر از تزویر برداری

 

بغض جوان ها یک طرف.../ ای کاش برگردی –

این غصه را از سینه های پیر برداری

 

باید طناب دارهای بی مروت را

از گردن این قوم بی تقصیر برداری

 

نان به سرقت رفته ی مردان زحمت را

از لا به لای سفره های سیر برداری

 

دنیا پر از بی عفتی های مدرنیته ست

باید نقاب از ظلم عالم گیر برداری

 

تنها تو می دانی چه دنیای بدی داریم

وقتش رسیده خوب من ، شمشیر برداری

 

وحیده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , باید بیایی دست از تاخیر برداری , اشعار مهدوی , مجموعه اشعار مهدوی , این رنج ها را از دل تقدیر برداری , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر امام زمان , شعر برای امام زمان , شعر امام زمانی , اشعار آیینی , شعر مهدوی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان , اشعار مذهبی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 7
|
مجموع امتياز : 35
:: ادامه مطلب ...
باز این کوچه ها خیابان ها حس و حال محرمی دارند ( وحیده افضلی )
جمعه 24 مهر 1394 ساعت 15:33 | بازديد : 1111 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )



باز اين کوچه ها... خيابان ها، حس و حال محرمی دارند

ابرهايی که بر سر شهرند، باز باران نم نمی دارند

ای بلند ِ بلندمرتبه! عشق! ای مسافر که می روی به دمشق!

ای سر ِ سربلند ، موهايت ... چه شگفتی اعظمی دارند

من هزار و چهارصد سال است، می دوم در به در به دنبالت

روزهايم هميشه عاشوراست... زخم هايم چه مرهمی دارند

باد می آمد و همه گفتند : (وه! چه رقصی گرفته گيسويت...)

السلام عليک يا مصباح!  "روضه هايت عجب غمی دارند"

روزهای مقدسی دارم... اوج غم در کنار يک شادی...

شادمانم که دستهای من، توی اين باد پرچمی دارند

پرچم زلف مشکی ات، سرخ است...پرچم سرخ تو سياه شده

چشمهای محرمی تو ... چه غم انگيز عالمی دارند

کشته ی اشک ها ! شفيع عشق... فاتح قله ی رفيع عشق!

باز در سينه ها عزاداری ست...شانه ها بار ماتمی دارند...

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , باز این کوچه ها خیابان ها حس و حال محرمی دارند , شعر محرم و امام زمان , امام زمان و محرم , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر آیینی , مجموعه اشعار مهدوی , باب دل , شعر برای امام زمان , محرم ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 21
|
مجموع امتياز : 105
:: ادامه مطلب ...
نفسم را بریده هجرانت نه نفس نه هوا نمیخواهم ( وحیده افضلی )
جمعه 07 فروردين 1394 ساعت 14:32 | بازديد : 1359 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

نفسم را بريده هجرانت ... نه ...نفس ... نه هوا نمی خواهم

خوب من ! هيچ چيز خوبی را مثل تو از خدا نمی خواهم

کوچه های غريب دنيا را ، عطر نرگس به وجد آورده

من از اين زندگی به جز عطر ِ ...خوب ِ اين کوچه ها نمی خواهم

قدم ات روی چشم ها برگرد... غيبت تو مصيبت ِ عظماست

هيچ چيزی من از قدمهايت ... غير رفع بلا نمی خواهم

ماه من ! در مسير آمدنت ... سر من روی تن نمی ماند

دستهايم ز شانه می افتند ... من سر و دست و پا نمی خواهم

خال لب های تو چه خواهد کرد ... با جهانی که سخت بيمار است

آه باران ! خدا به خير کند ... ! از لبت جز دعا نمی خواهم

السلام عليک يا خورشيد ...از پس ابرها بيا بيرون ...

دست ها را گرفته ام بالا ... جز ظهور شما نمی خواهم ...

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , نفسم را بریده هجرانت نه نفس نه هوا نمیخواهم , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , شعر برای امام زمان , شعر در وصف امام زمان , شعر مهدوی , شعر مذهبی , اشعار مهدوی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف حضرت مهدی , شعر در وصف صاحب الزمان , باب دل ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 184
:: ادامه مطلب ...
بلند پرواز ( وحیده افضلی )
چهارشنبه 24 دي 1393 ساعت 18:42 | بازديد : 1184 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

نيستی! روزگار خوبی نيست... زندگی تلخی بدی دارد

مثل صبحی که از سر و رويش، ذره ذره غروب می بارد

عصرهای گرفته ی اين باغ، پنجره - پنجره... کلاغ - کلاغ

در فراق تو اين سياهی را، دستهايم چقدر بشمارد ؟

در سرم راه آسمان باز است، سرم از بس بلند پرواز است

دوست دارد که چشمهايم را زير پاهای دوست بگذارد

کاشکی با دعای "العجل" و "ندبه" ی ما ظهور می کردی!

کاش ميشد نبودنت ديگر، از سر جمعه دست بردارد

سخت دلتنگم و نمی دانم تا به کی درد دوری ات باقی ست

تا به کی اين هوای آلوده، بايد اين سينه را بيازارد

گرچه اين روزها بدون تو، زندگی زهر زنده ها شده است

باز هم خوب من نمی دانی؛ انتظارت چه لذتی دارد...

می نشينم کنار پنجره و...جاده را بی قرار می بينم

يک نفر در مسير آمدن ات ... کوچه کوچه انار می کارد

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , نیستی روزگار خوبی نیست زندگی تلخی بدی دارد , مجموعه اشعار مهدوی , اشعار مذهبی , شعر امام زمان , سایت باب دل , شعر درباره امام زمان , باب دل , شعر در وصف امام زمان , شعر مذهبی , شعر در وصف حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 6
|
مجموع امتياز : 151
:: ادامه مطلب ...
نرگس مستان ( وحیده افضلی )
پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 17:11 | بازديد : 1343 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

هفتاد شاخه نرگس مستان بياوريد

از باغ ها شکوفه و ريحان بياوريد

عيد ست! شاعران جهان را ندا دهيد:

آييد و شعرهای فراوان بياوريد

يک پير مِی فروش که ساقی شود، وَ بعد

از حافظيه پيرغزل خوان بياوريد

درهای آسمان که به شادی گشوده شد

شاخه نبات و آينه قرآن بياوريد

تا عطر اطلسی همه را مست تر کند

هفتاد مرتبه گل و گلدان بياوريد

حالا تمام اهل زمين را خبر کنيد

از هفت شهر آينه، مهمان بياوريد

از هند، طوطيان سخن گو و از ختن

مُشک و غزال های خرامان بياوريد

گريه کنيد و اشک بريزيد! اشک شوق!

عيدی برای حضرت باران بياوريد

تن را به هر کجاست، همان جا رها کنيد

دل را به سامرای پريشان بياوريد

دارد جهان به مرحله ی اوج مي رسد

اينک يقين به "نيمه ی شعبان" بياوريد

با خط و خال هاشمی اش زير و رو شويد

دل را خراب کرده، به سامان بياوريد

نامش محمد ست! بخوانيد: وان يکاد

عطر گلاب قمصر کاشان بياوريد

او مهدی است، مهدی نرجس، برای او

از فارس ياوران مسلمان بياوريد

يعني برای اين که غريب است در جهان

بهرش هزار حضرت سلمان بياوريد

يا ايها الذينَ، که مؤمن شديد، حال -

بايد به خال صورتش ايمان بياوريد


 وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , هفتاد شاخه نرگس مستان بياوريد , از باغ ها شکوفه و ريحان بياوريد , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , شعر در وصف صاحب الزمان , شعر عاشقان مهدی , شعر نیمه شعبان , شعر شعبان , نیمه شعبان , شعبان , شعر امام زمانی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 115
:: ادامه مطلب ...
ندبه های خیس ( وحیده افضلی )
چهارشنبه 06 آذر 1392 ساعت 11:31 | بازديد : 1157 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 1 )

هر بامداد جمعه از اين جمعه های نور

يعنی درست ساعت مستی... زمان شور

در من کسی شبيه خودم زار می زند

يعنی بساط ندبه ی من گشت جفت و جور

شعر است آنچه می چکد از چشم های من

اشک است آنچه می کند از دفترم عبور

اين صبحگاه ِ گريه برايم مبارک است

اين واژه های شسته، برايم پر از سرور

مولای من! تو حس مرا درک می کنی

تو ندبه های خيس مرا می کنی مرور

وقتی که واژه های من از دست می روند

تو شعر می شوی به دلم می کنی خطور

من با همين دعای فرج عشق می کنم

من مست می شوم ز همين وعده ی ظهور

اين بيت های خسته تو را ندبه می کنند

باران گرفته در طلبت پشت اين سطور

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , شعر برای امام زمان , اشعار مهدوی , شعر در وصف امام زمان , شعر عاشقان مهدی , شعر مذهبی , شعر مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 330
:: ادامه مطلب ...
بغض های به باران رسیده ( وحیده افضلی )
پنجشنبه 09 آبان 1392 ساعت 19:13 | بازديد : 1498 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 1 )

بی تو شمرده ايم هزاران سپيده را

اين لحظه های مبهم در هم تنيده را

هر شب برای عشق به چالش كشيده ايم

اين چشم های مضطرب خواب ديده را

امسال در دو سوی خيابان نشان زديم

اين سروهای از غم عشقت خميده را

ما منتظر كه وصل تو آرامشی دهد

سيلاب بغض های به باران رسيده را

انگورها شراب شدند و دوا نكرد...

مستی، جنون اين همه طاقت بريده را

ای آفتاب گمشده در پشت ابرها

پيدا شو و بپاش به ظلمت سپيده را

شعر فراقت ای گل من از غزل گذشت

طولش مده برای خدا اين قصيده را

آقا! برای آمدنت نذر كرده ايم

اين چشم های خسته ی مهدی نديده را

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , شعر برای امام زمان , اشعار مذهبی , شعر برای حضرت مهدی , شعر در وصف صاحب الزمان , شعر امام زمان , شعر مهدوی , شعر عاشقان مهدی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 331
:: ادامه مطلب ...
مهدی من ( وحیده افضلی )
سه شنبه 19 شهريور 1392 ساعت 19:1 | بازديد : 1367 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 0 )

کاشکی آمده بودی و زمين سرد نبود

اين همه روی زمين آدم نامرد نبود

خسته ام! مهدی من! حال مرا می فهمی؟

حال من را که نصيبم به جز از درد نبود

تو بهاری و اگر آمده بودی، گل ها -

دلشان منتظر حادثه ای زرد نبود

تو اگر آمده بودی همه انسان بوديم

نفسمان اين همه هرجايی و ولگرد نبود

هيچ کس اهل ريا کاری و تزوير و فريب

هيچ کس مدّعی آن چه نمی کرد نبود

ندبه ها و فرج و العجل و عهد... چه سود؟

کاش اين شهر پر از آدم بی درد نبود

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , اشعار مذهبی , شعر در وصف امام زمان , اشعار مهدوی , مهدی , صاحب الزمان , منجی , شعر عاشقان مهدی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 235
:: ادامه مطلب ...
شب دیوانگی ( وحیده افضلی )
یکشنبه 02 تير 1392 ساعت 15:0 | بازديد : 1705 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات 2 )

ای شاه زمين، سرّ مبين... سرور افلاک

ای آب روان...ماه معين ... ای نفس پاک

ای روشنی چشم تو  دل برده ز خورشيد

 ای عطر خوش معجزه در گرمی  اين خاك

 از عشق فراتر تويی...ازعقل فراتر

 ای ماه! فراتر تويی از قوه ی ادراک

 من شيعه ی آشفته ی چشمان تو هستم

 ديوانه ی آن زلف پريشان تو هستم

 ای سوره ی ياسين من ،ای شاخه ی زيتون

 ای كوكب ليلايی تو در كف مجنون

 سيمای مسيحايی ات از شمس گذشته

 ابروی مسلمانی ات از مه زده بيرون

 احوال مرا زلف كج ات كرد پريشان

 تقدير مرا خال لبت كرد دگرگون

 از خنده ی تو ماه به دامان شب افتاد

 خنديدی و از عرش به دستم رطب افتاد

 ای خلوت چشمان تو چون مزرع  گندم

 بيرون زده مستی تو از حنجره ی خُم

 ای واقعه ی گم شده در حافظه ی شهر

 ای ناجی پيدا شده در باور مردم

 تو گوهر عرشی كه به ما ارث رسيدی

 كرديم تو را در گذر وسوسه ها گم

 پيدا شو كه در بزم تو مبهوت بچرخيم

 در فاصله ی بين دو ابروت بچرخيم

 ای حادثه ی مشرقی، ای نورتر از نور

 ای سينه ی تو وادی ايمن شده ی طور

 انگشتر فيروزه به دستت كن وبنشين

 بنشين که در اين بزم نداريم جز انگور

 زلف تو تکان خورد.....اذا زلزلت الارض

 هنگام اذان است ...بخوان حی علی النور

 ای صاحب عصری که جهان در طلب توست

 امشب شب ديوانگی ماست! شب توست

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , اشعار مذهبی , شعر عاشقان مهدی , مهدی موعود ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 387
:: ادامه مطلب ...