close
تبلیغات در اینترنت
علی گیاهی - هر چند که غم سر آمده در جانم - مجموعه اشعار مهدوی


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
هر چند که غم سر آمده در جانم ( علی گیاهی )
پنجشنبه 12 شهريور 1394 ساعت 18:2 | بازديد : 313 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

هر چند که غم سرآمده در جــــــانم

تا آخــــــر عمـــر منـــتظر می مانم

بی صبرم و هر لحظه برايش يارب

عجـــــــل لوليـــک الفرج می خوانم

 

علی گياهی



:: برچسب‌ها: علی گیاهی , هر چند که غم سر آمده در جانم , رباعی , دو بیتی , رباعی مهدوی , دو بیتی مهدوی , رباعی برای امام زمان , دو بیتی برای امام زمان , مجموعه اشعار مهدوی , شعر آیینی , شعر مهدوی , شعر مذهبی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 16
|
مجموع امتياز : 120
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

اصغر بهرامی در تاريخ : 1394/6/14 - - گفته است :
سلام دوست بزرگوار تقدیم با احترام

درد ها...

آسمون دل من تیره و تاره

مثِ ابرای بهاری گریه هام بی اختیاره

دلم از خودم گرفته که دل عشق و شکستم

دوباره با این گناهام دست اربابمو بستم

کسی اینجا نمی دونه ، دل من چه بی قراره



درد من مثِ هجوم مردمان انقلابه

درد من چه بی شماره . . !

درد مردی که لباسِ بچه هاش شده دو ساله

درد مردی که نداره ، خرج خونه شو بیاره

درد کودکی که مشقش ، شده دیکته ی فقیری

درد دختری که هر شب خونه شون میدونه جنگه

مردِ سردی که به زیر پیرنش یه تیکه سنگه

درد سخت اعتیادی که کنار ما نشسته

شیشه ها آهای برادر، رو سر همه شکسته

درد نسلی که شکار نقشه های بی شماره

درد ذهنی که اسیر فتنه های روزگاره

درد همسایه ی شرقی ، درد همسایه ی غربی

درد خونه ای که گلدون داخلش سلاح سرده

بابایی که میره بیرون به خونه بر نمی گرده

درد شاخه های زیتون

درد مسجدی که نقشِ کاشی هاش شده گل خون

دنیا انگار یه یتیمه،

مثِ اینکه پدر دنیای ما رفته سفر




با توام برادر من ، با تو خواهرم ؛

بیا از پدر بپرسیم :

تو کجایی ، تو کجایی ؟

هفتم خرداد ۱۳۹۲

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی