close
تبلیغات در اینترنت
حسنا محمد زاده


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
دل زمینی ها ( حسنا محمد زاده )
شنبه 01 تير 1392 ساعت 16:22 | بازديد : 639 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آمد که پر از عشق کند دنیا را

با خود ببرد دل زمینی ها را

یک مرد که از نسل محمد(ص) آمد

تکمیل کند قیام عاشورا را


حسنا محمد زاده



:: برچسب‌ها: حسنا محمد زاده , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , مهدی موعود , اشعار مذهبی , شعر عاشقان مهدی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 285
:: ادامه مطلب ...
حالت عرفانی ( حسنا محمد زاده )
شنبه 31 فروردين 1392 ساعت 9:3 | بازديد : 690 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

پلک  بر هم زدی و شهر چراغانی شد

ماه ، ديوانه ی آن حالت عرفانی شد

قل هوالله احد گفتی و همپای ِاذان

خاک ، آکنده از آن لهجه ی قرآنی شد

ماهی ِعشق ، در آرامش اقيانوست

دل به امواج زد و صخره ی مرجانی شد

دکمه ی پيرهنت بين کتابم جا ماند

نخ به نخ شعر شد و مايه ی حيرانی شد

يوسف ، آزاد شد از چاه ِ حسادت  ، اما

گوشه ی دهکده ای گمشده زندانی شد

موميايی شده در مصر، خدايی ديگر

دل ِيعقوب همان گونه که می دانی شد

حال هر کلبه ی برفي ، لب ِکوهستانت

رقت انگيز تر از خواب ِ زمستانی شد.

عرق ِ شرم ِ پدر ... آب و کمی نان بيات

مشقِ هر روزه ی هر طفل دبستانی شد

آه ِ برخاسته از دودکش ِهمسايه

در سر پنجره ها مايه ی ويرانی شد

بادها متفق القول ، شهادت دادند

گل سرخ از شب هجران تو قربانی شد

پشت هم می شکند شاخه ی زيتون و انار

باغبان ! باز هوا ابری و طوفانی شد

باد با خود نَبَرد لانه ی زنبوران را ؟!

گل ِمن ! وعده ی ديدار تو طولانی شد

شهد چشمان تو ، يک روز عسل خواهد شد

گرچه کندو پر از آهنگ پريشانی شد

زندگی نامه ی آيينه پر از ابهام است

نور ، آشفته ی آن تابش پنهانی شد

هيچ کس از دل و جان درد تو را درک نکرد

گرچه شعبان شد و هر کوچه چراغانی شد

 

حسنا محمدزاده



:: برچسب‌ها: حسنا محمد زاده , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , منجی , اشعار مذهبی , شعر عاشقان مهدی , انتظار ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 230
:: ادامه مطلب ...
وانصرانی به دعایی ( حسنا محمد زاده )
سه شنبه 27 فروردين 1392 ساعت 18:13 | بازديد : 786 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

گوش تا گوش زمين، پر شده از تلخ ترين ، قصه ی خاموشی مان

ازتب بی خبری و..همه جا پرده دری و..خواب خرگوشی مان

باغ با باد خزانی، سينه با داغ ِنهانی، با شب وبی هيجانی چه کند؟

پس کجا عقده گشايد ؟ چه قَدَر درد بيايد به هم آغوشی مان ؟

صبر ايوب کجا… اين دل آشوب کجا…ديدن محبوب کجا؟

چه کند کوچه به آه و..حسرت ديدن ماه و..خانه بر دوشی مان

شهر:آيينه، تو:نوری ، همه جا سنگ صبوری، ماه ِدر حال عبور!

جيوه وماه؟ چه شوری!چه سروری بشود لحظه ی هم جوشی مان!

کاش وَالفجر به قر آن برسد ، دانه به باران برسد ، سفره به نان

گل به گلدان برسد با تو به پايان برسد دوره ی بی هوشی مان

اِکفيانی گل زهرا !  شاخه ی تازه ی  طوبی ! بهترين قبله نما!

وَانصُرانی به دعايی به نگاهی به ندايی در فراموشی مان

اولين جام الستی  آخرين ساقی مستی که در کوچه نشست

تا دری باز شود پيش تو آغاز شود موسم مِی نوشی مان

می شود از دل خوابت، از تب و تاب سرابت ، به رکابت برسيم؟

می رسد سبزی نام ات پرچم سرخ قيام ات به کفن پوشی مان؟


حسنا محمد زاده



:: برچسب‌ها: حسنا محمد زاده , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان , شعر عاشقان مهدی , منجی , منتقم , مهدی موعود ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 265
:: ادامه مطلب ...
جمعه ساعت به وقت بی تابی ( حسنا محمد زاده )
جمعه 04 اسفند 1391 ساعت 0:39 | بازديد : 670 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

طاقتش طاق مي شود ديگر،انتظار از هميشه خسته تر است

چشم هاي تو را بغل کرده،کوچه ها را هنوز رهگذر است

جمعه ساعت به وقت بي تابي،يک قطار از غروب مي آيد

خبر آورده اند پنجره ها،ماه امروز راهي سفر است

يک طرف سينه سرخ ها در صف،آن طرف تر هزار قرقاول

سر راهت هزار دست دعا،زير پايت هزار چشم تر است

ساعت از انتظار رد شده است،سوت پايان راه را نزدند

بوي نور از کدام کوپه وزيد،چه کسي از قطار با خبر است

ريزش کوه ،تونل وحشت،پرتگاهي کنار مرز جنون

سيصد و شصت و پنج روز سال،طول اين جاده ها پر از خطر است

آخر اين ريل مي رود به کجا؟کي بياييم پيشواز شما؟

چشم هاي هميشه خيس اميد،باز هم روي شانه هاي در است

جمعه مثل کلاف سر در گم ،به خودش تا هنوز مي پيچد

طاقتش طاق مي شود ديگر،عشق از انتظار خسته تر است


حسنا محمدزاده



:: برچسب‌ها: حسنا محمد زاده , مجموعه اشعار مهدوی , شعر درباره امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 135
:: ادامه مطلب ...